تبليغاتX
گورو - درباره ی رفیق عابد توانچه

گورو

این اعلام جنگ دست نوشت ها برعلیه سرنوشت هاست.

تنها انسانها ستودنی هستند. آنچه طبیعی است را با نگریستن بدان می ستایند اما آنچه انسانی است را با زیستن در کنار آن.  من هرگز کسی را نخواهم ستود ، بلکه برای اولین بار می خواهم یک نفر را توصیف کنم. نه فقط چنانکه او هست ، چنانکه شما باید باشید یا می توانستید باشید یا ای کاش. 

 

مبارزه کردن برای من یعنی کنار او ایستادن . پیش از آن بارها کنار چوب رختی ها در مترو یا اتوبوس ایستاده بودم . هرکدام آنها ایستگاهی داشت.در اینجا که هر کس در ایستگاه رتبه ی اجتماعی خود می ایستد ،رفیق عابد در  خطر ایستاد. آنجا که او ایستاده است خط کشی های سفید ندارد.

 

حکم چهل ماه حبس برای رفیق عابد چیزتازه ای نیست. سالهاست که می خواهند برای سالها او را به زندان بیافکنند. اما برای ما کارگران سالهایی که گذشت چه می تواند باشد جز همان  سالهایی که فرا خواهد رسید ؟ حکم امسال نتیجه ی اراده ای است که سالها پیش ، توان خویش را اندوخته بود. او را به زندان می اندازند چون از او هراسی تا مرزهای کینه بر دل دارند . او همیشه برای شما ترسناک خواهد بود. هیچ چیز هراس انگیزتر از چشمانی نیست که در میان چوب رختی های تاریکخانه تان درخشیده باشد. 

 

انسانهای بزرگ را با کثرت دشمنانش می شناسند. و رفیق عابد  چه بس بسیار دشمنانی وقیح و زبون دارد. او دانشجویی تسلیم ناپذیر و کارگری آگاه است با ایده های درخشان  که در احساساتش  می جوشد و ترکیبی از شجاعت و اعتماد به نفس بوجود می آورد. او قلب جاسوسان را نشانه گرفت. پس آیا می پندارید که ما شما  را نمی شناسیم و آیا نمی دانید که کینه ی شما پیش از دروغ هایتان سخن می گوید و رسوایتان می کند؟ هرآنچه رفیق عابد گفته است عین واقعیت  است. هرآنچه برعلیه او گویند عین حماقت است. شمایی که تا مغز استخوان خود را فروخته اید، برای ما کتابهایی باز هستید.

 

برو عابد ! برو! بگذار زندانت دیوارها باشند نه انسانها

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:4  توسط امین قضایی  |